خرید بک لینک
دو کبوتر

هر روز
همین وقت ها
با هم قرار داشتند
روی ایوان خانه ی ما
یکی شان
نیامده امروز اما،
دلم شور می زند
نشنیده ام
کبوتری را به بدعهدی و جفا
کاش می توانستم
سخن بگویم با او
به همدلی وغمگساری
هیچ اندوهی,
آوار, تر از بی خبری, نیست
آنگاه که دل
منتظر کسی باشد
کسی که قرار بوده بیاید اما
نیامده است هنوز...

.

.

.

.

از دکتر پورنجاتی

برچسب: نویسنده: باران زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 21:37

صفحه بندی