آهو نمیشوی به این جستوخیز، گوسفند. آیینِ چراغ خاموشی نیست. قربان,ی خوفِ مرگ ندارد؛ مُقدّر است. بیهوده پروار شدی؛ کمتر چریده بودی، بیشتر میماندی. چه پاکیزه است کفَنَت، این پوستینِ سفیدِ حنابسته. قربان,ی، عیدِ قربان, مبارک. دلم سخت گرفته؛ دریغ از یک گوشِ مطمئن. به تو اعتماد میکنم، همصحبت...
حاجی واشنگتن. علی حاتمی. ۱۳۶۱
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور