برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
مایهی تأسف است واقعاً.
یا بهتر بگویم که مایهی شرمندگی ست اینهمه کتاب, نخواندن و مدام دربارهی کتاب, حرف زدن ها.
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
آهو نمیشوی به این جستوخیز، گوسفند. آیینِ چراغ خاموشی نیست. قربان,ی خوفِ مرگ ندارد؛ مُقدّر است. بیهوده پروار شدی؛ کمتر چریده بودی، بیشتر میماندی. چه پاکیزه است کفَنَت، این پوستینِ سفیدِ حنابسته. قربان,ی، عیدِ قربان, مبارک. دلم سخت گرفته؛ دریغ از یک گوشِ مطمئن. به تو اعتماد میکنم، همصحبت...
حاجی واشنگتن. علی حاتمی. ۱۳۶۱
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
فاصله بگیرید، شرمنده می شوم هاااااااا !!!
از:دکتر پورنجاتی
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
خاطرات؟
عکس ها؟
نه، چیزی بیشتر از این ها بود و جسارت بیشتری طلب میکرد!
اما نه! من عوض نشدم...
از ساعتی قبل فکر کردم ارزش این عوض نشدن ها خیلی بیش تره
از ساعتی قبل من خودم بودم
بله ... تو مدت هاست که برای من ...
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برای من هم یه معجزه بفرست...
مثل ابراهیم...
شاید معجزه من یه حرکت کوچیک بیشتر نباشه...
یه چرخش،
یه جهش.
یه این طرفی،
یه اون طرفی...
هامون، داریوش مهرجویی-1368
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور